«کریس آنجل» کیست؟
از او میپرسیم: پس از دو دههای که دیوید کاپرفیلد در دنیا با عبور از دیوار چین، فرار از زندان آلکاتراس با دستان بسته، پرواز در آسمان و همچنین غیب کردن مجسمه آزادی در نیویورک روی بورس بود، در یکی دو سال اخیر «کریس آنجل» مطرحترین شعبدهباز دنیاست و تمامی شبکههای تلویزیونی از او برنامه نشان میدهند و خیلیها میگویند او قدرت خارقالعاده و فرا زمینی دارد، نظر شما چیست؟ دلمان میخواهد درباره او برای خوانندگانمان بیشتر توضیح دهید؟
کریمی میگوید: «او اصلیتی یونانی با نام کریستوفر نیکولاس دارد، او از توانمندیهای خوبی در شعبدهبازی برخوردار است و از نظر جسمی هم خیلی عالی است، او تنها چند سال است که در انجمن بینالمللی شعبدهبازهای دنیا عضو میباشد. اما او چگونه مطرح شد؟ یکسری از شعبدهبازهای قدیمی آمریکا که زیر سایه کاپرفیلد محو شده بودند و میدیدند به هیچ عنوان نمیتوانند از او عبور کنند، متحد شدند تا او را زمین بزنند، برای این کار هم نیاز به یک شومن حرفهای که اتفاقا شعبدهبازی را هم خوب بلد باشد، داشتند، بنابراین «آنجل» را کشف کردند و برایش تبلیغات میلیون دلاری انجام دادند.
به نظر من او کارهای خارقالعادهای انجام نمیدهد، کارهایی که در گذشته شعبدهبازهای قدیمی و حرفهای دنیا انجام میدادند، با اضافه کردن تکنیکهای دوربین انجام میدهد، کارهای در حال حاضر او را پیش از این «دیوید بلین» انجام میداد، یا اینکه الان میبینم او نبض بیماران را متوقف میکند، زمانی که او هنوز به دنیا نیامده بود، من این کار را سالها پیش انجام میدادم، کارهای او غیرممکن نبود، من الان جلوی خودتان قاشق و چنگال را بدون اینکه دست بزنم، خم میکنم (این کار را بهروز کریمی انجام داد)… همین الان خودکار و لیوان محتوی آب را روی دیوار برایتان نگه میدارم (این کار را هم انجام داد)… همین الان نبضتان را متوقف میکنم (این کار را نیز انجام داد)…
برای مثال من تصمیم دارم کاری را انجام بدهم که تاکنون هیچ شعبدهبازی انجام نداده است (میخ کفش را از سمت چپ داخل چشمم فرو میکنم و از چشم راستم در میآورم) البته امکاناتش را ندارم، فکر میکنید امکاناتی را که به کریس آنجل میدهند، در اختیار من است؟!
حقه دوربین است نه قدرت خارقالعاده
از او میپرسیم، «اما خیلیها کارهای او را باور دارند»، او میگوید: «کریس آنجل افراد را محو میکند، مگر پیش از او دیوید کاپرفیلد این کار را نکرد، همه شعبدهبازان حرفهای میتوانند این کار را انجام دهند، شاید این کار برای بیننده عادی باورنکردنی و کاری عجیب باشد، اما برای ما مثل خوردن یک لیوان آب است. او راز این کار را میداند.،ضمن اینکه کارهایش با یک دوربین ضبط نمیشود، روی استیج، برنامه زنده اجرا نمیکند، دوربینهای متعددی از او فیلمبرداری میکنند و تماشاگران هم، همه از اعضای گروه خود او هستند.
دیوید کاپرفیلد وقتی که مجسمه آزادی را محو کرد و یا از دیوار چین عبور میکرد، گروه تصویربرداری او، از رازش باخبر بودند، میخواهم بگویم که حرکت دوربینها به فریب بیننده کمک میکند. کریس آنجل میخواهد هم خودش را بد نام کند و هم به شعبده ضربه بزند، به نظر من دوام نمیآورد و در آینده یک شومن دیگر رو دست او بلند میشود و یا عدهای گوش او را میگیرند و مینشانند سر جایش… او شومن و بازیگر خوبی است و مردم از دیدن فیلمی که بازی میکند لذت میبرند…» همین!!
او فوقالعاده است
کریمی میگوید: البته قبول دارم که کریس آنجل یک شعبدهباز فوقالعاده است که استعداد فراوانی هم در این زمینه دارد و با کارهایی که انجام داده باعث شده دوباره دور رقابت در دنیای شعبدهباز گرم شود اما باید اشاره کنم که او یک حقهباز حرفهای است، او هیچگاه صحبتهای حاشیهای را که درباره خودش است تکذیب نکرده، بلکه دوست دارد، این تصورات ذهنی از قدرت فرازمینیاش بیشتر هم بشود، بنابراین با حقه و کلک میخواهد به تعداد طرفدارانش اضافه کند.
شعبده چیست؟
ما چشم کسی را نمیبندیم، ما جادو نمیکنیم، ما از فیزیک، شیمی، ریاضی، سرعت عمل و روانشناسی استفاده میکنیم، تلفیق اینها میشود، شعبدهبازی… حالا میگویند طرف از دیوار چین رد شده، مگه میشه کسی از دیوار چین رد بشه! من سالها قبل ادعا کردم که مجسمه فردوسی در میدان فردوسی را ناپدید میکنم، برآورد کردیم که برای انجام این کار هلیکوپتر احتیاج داریم و باید هفت، هشت ساعت هم میدان را ببندیم، آن زمان رئیس وقت صدا و سیما به ما گفت چقدر بودجه احتیاج داری، برآورد من ۱۲ تا ۱۴ میلیون بود، ماکتاش رو هم ساخته بودم، بعد آنها به من گفتند با این بودجه، میتوانیم یک سریال چند قسمتی بسازیم…
او در پاسخ به این پرسش که «با این تفاسیر کاپرفیلد هم مردم را فریب داده» میگوید: «تفاوت کاپرفیلد در این است که او اجراهای زنده بسیاری داشته، کارهایش با یک دوربین ضبط شده، او هم با استفاده از نخهای نامریی به پرواز در میآید، من هم اگر این امکانات و جلوههای ویژه در اختیارم باشد، این کار را انجام میدهم، اما در مورد «آنجل» بزرگنمایی شده است.
معروفیت آنجل به خاطر کارهایش نبود، به خاطر حاشیههایش بود، مثلا لقبش را گذاشت «آنجل» که نام یکی از حواریون حضرت مسیح(ع) بود، به معنای «فرشته»! کسی هم نیست بگوید تو کجایت شبیه فرشته است، با آن انگشتر، تیپ، قیافهات و لباسهای شیطانیات، حتی نوع گریم صورت او در برنامههایش آدم را یاد شیطان میاندازد. همانهایی را که به کرات در فیلمها دیدیم… آنجل هم مثل کاپرفیلد با استفاده از نخها، طنابهای نامریی و حرکت نورها روی طناب، روی هوا راه میرود، بیننده هم به قدرت او ایمان میآورد، خب، اگر او این کاره است، پس چرا با ماشین در سطح شهر عبور و مرور میکند.
باز هم میگویم او قدرت ماورایی ندارد و تنها بازیگر خوبی است. شما میدانید، (رو به خبرنگار) خودت بارها دیدهای من با نگاهم، کاری میکنم شیشه ترک بخورد (نگارنده، بارها از نزدیک شاهد این ماجرا بوده) بارها از من پرسیدی، تو حتی شیشه را لمس نمیکنی، چگونه شیشه ترک میخورد، خیلی سر بسته میگویم، من ابزاری دارم که در یک ثانیه که تو حواست نیست، شیشه را ترک میاندازم و این یک راز شعبدهبازی است که به کسی یاد نمیدهم، من سه بار اتوبان تهران – کرج را در دهه شصت با چشمان بسته رفتم، این کار را در دنیا چند شعبدهباز دیگر هم انجام دادند، پس تو میگویی، همه ما قدرت ماورایی و فرازمینی داریم؟ نه این طور نیست! من همین الان میگویم اگر در اختیار من امکانات قرار دهند، حاضرم در بازی پرسپولیس – استقلال، مقابل چشمان ۱۰۰ هزار آدم و ۲۰۰ هزار چشم زیر تریلی وسط ورزشگاه آزادی ناپدید شوم و بعد در جایی دیگر ظاهر شوم! آن هم تنها با شعبدهبازی نه قدرت ماورایی!
آقایی بود به نام علی اکبری، چند سال پیش بیماران را دور خود جمع میکرد و جلوی چشمان آنان عقربههای ساعت را نگه میداشت و مردم هم صلوات میفرستادند، او شاگرد من بود، الان برای شما این کار را انجام میدهم (بهروز کریمی یک آهنربای قوی در آستین پیراهن خود جاسازی کرد، سپس با حرکات تردستی ذهنها را به سوی دستانش معطوف کرد. آن گاه مچ دستش را نزدیک ساعت برد و عقربههای ثانیهشمار در اثر نزدیک شدن آهنربا از کار افتاد، منتهی این کار را آنقدر سریع انجام داد که متوجه نشدیم چه کار کرد… (البته بعد توضیح داد) خب، شما به این میگویید قدرت ماورایی؟
حقه کریس آنجل
او روی پارچهای که شیشه خرده فراوان روی آن ریخته میخوابد و سپس یک غلتک از روی او رد میشود، پیش از این که تصویربرداری شروع شود، آن قسمت از آسفالت را میکنند و روی آن را با اسفنج سیاه میپوشانند، غلتک همین که به اسفنج رسید، اسفنج به داخل حفره میرود و آنجل هم به همین شکل پایین میرود… غلتک که رد شد، اسفنج بالا میآید.
پرواز در آسمان
به من هم اگر امکانات بدهند، این کار را انجام میدهم، استفاده از نور و طنابهای نامریی که با برخورد نورهای خاصی به شکلی نامریی میشود، همان کاری که ۱۰ سال پیش کاپرفیلد هم انجام داد.
حرکت روی آب
شیشهای در استخر تعبیه شده که رنگ آب استخر میباشد و او روی آن شیشه راه میرود.
آنجا که انسان را دو تیکه میکند:آن زن اصلا از دو پا معلول است و پا ندارد.
گربه را روی هوا میاندازد و گربه روی هوا میایستد: صفحهای شیشهای با طناب نامریی به رنگ آسمان همان روز نصب شده و گربه با آن صفحه برخورد میکند و میایستد…
تفاوت کار کریس آنجل با کاپرفیلد این است، مردمی که برای تماشا میآیند، از نزدیکان خود او هستند، ضمن اینکه کارهای او زنده تصویربرداری نمیشود، یعنی ضبط میشود و بعد هم تدوین… اما کاپرفیلد کارهای تردستی و شعبده را که باز هم میگویم همه آنها حقه دوربین است، جلوی دیدگان مردم عادی و به شکل زنده اجرا میکرد، جالب اینکه «کریس آنجل» هیچ گاه روی استیج نرفته است.
جادوگری در فوتبال
در سالهای اخیر بحث داغ حضور جادوگرها در فوتبال خیلی مطرح شده است. باید اشاره کنم که بارها از سوی چند باشگاه مطرح، به من پیشنهاد شد که کنار تیمشان باشم… در صورتی که واقعیت اینگونه نیست… نام باشگاهی را نمیبرم، اما از من دعوت کرده بودند که بروم و به بچهها روحیه بدهم، خب روحیه دادن من از طریق شعبدهبازیه! برم براشون یک سری شعبدهبازی کنم تا ذهنشون یک کمی آرامش پیدا کند. اما واقعیت این است که وقتی بازیکنی چنین صحبتی میشنود، ناخودآگاه روی او اثر خواهد داشت و قدرت تلقین به سراغ او میآید که برای ما اتفاق خاصی توسط آن جادوگر که در واقع یک شعبدهباز است، خواهد افتاد… من کاملا این بحث را تکذیب میکنم، اینها کلاهبرداری است.
فاش کردن رازهای کاپرفیلد و آنجل
از او خواستیم، راز شعبدههای مطرح کاپرفیلد و آنجل را برایمان فاش کند، میگوید: با توجه به تکنیکهای فیلمبرداری، باید به شما بگویم که گروه تصویربرداران هر دو شعبدهباز، از این رازها باخبر هستند، من به صورت کلی برای شما میگویم که آنها چه کار میکنند…
رازهای دیوید کاپرفیلد
عبور از دیوار چین: به نزدیک دیوار چین که میرود، ناگهان سایه میشود و میبینیم که آن سایه از دیوار عبور میکند، دیوید شخصی بدل دارد، خودش که روبهروی دیوار چین میایستد، دوربین ناگهان به سوی مردم میرود، در صورتی که دیوید زیر یک صندلی که از قبل تعبیه شده پنهان میشود.
ناپدید کردن مجسمه آزادی در نیویورک: از قبل اتاقکی شیشهای تعبیه شده که شاهدان عینی را داخل آن راهنمایی میکنند، این اتاقک خیلی آرام در حال چرخش است، وقتی که ۱۸۰ درجه میچرخد، ناگهان شاهدان و دوربین میبینند که جای مجسمه آزادی خالی است، در صورتی که قبلا ماکت آن شبیهسازی شده است و مردم به نقطهای دیگر نگاه میکنند که پشت مجسمه آزادی واقعی هستند.
فرار از زندان آلکاتراس: ما شعبدهبازها ابزار کوچکی به نام «گیمیک» داریم، چیزی مثل شاهکلید، همان چیزی که قفلسازها دارند، این وسیله هر قفلی را باز میکند، البته کاپرفیلد به مانند یک بازیگر سینما و با حرکات سریع دست، این کار را انجام میدهد…
بهروز کریمی در پایان یک بار دیگر میگوید: «کارهای این شعبدهبازان حرفهای را نهی نمیکنم، بلکه میخواهم بگویم که آنان همه از حقههای شعبدهبازی استفاده میکنند و قدرت ماورایی و فرازمینی ندارند.»
+
+
+ بچه ها سر کار بودیم!